فرهنگ و دین
ادیان و فرقه ها
تشيع
تشيع
تشيع يكي از مذاهب مهم دين اسلام است كه آغاز پيدايش آن به زمان ارتحال پيامبر(ص) باز ميگردد. پس از محروم شدن حضرت علي(ع) از خلافت، گروهي از اصحاب بزرگ پيامبر در كنار او قرار گرفته و در سلك پيروان يا شيعيان امام علي(ع) درآمدند. پس از به خلافت رسيدن علي(ع) وخلافت 4 سال و نه ماهه او شيعيان و پيروان امام بتدريج از ساير مسلمانان جدا گشتند و پس از روي كار آمدن معاويه وبه شهادت رساندن امام حسن(ع) جامعه شيعيان انسجام بيشتري يافت. شهادت دلخراش حضرت امام حسين(ع) در صحراي كربلا و قتل عام ياران او تشكل شيعيان را استحكام بيشتري بخشيد و از آن پس اين اقليت مذهبي از ساير مسلمانان جدا گشتند و همواره به منزله نيرويي انقلابي خشم و بغض خويش را در درون سينههايشان نگاه داشتند. تاريخ تشيع در ايران نيز به همين زمان باز ميگردد و گروهي از ايرانيان از ابتداي دوره خلافت حضرت علي(ع) به زير بيرق او گرد آمدند و حمايت آنان از آن امام بزرگوار سبب شد كه ايشان مركز خلافت خود را به كوفه انتقال دهد. علت اصلي گرايش ايرانيان به تشيع رفتار ساده، بيتكلف و توأم با رعايت كامل انصاف و عدالت امام علي(ع) بود. ايرانيان كه در طي قرنهاي متمادي سلطنت شاهان بخصوص پادشاهان ساساني از اختلاف طبقاتي رنج برده و از تبعيضاتي كه بر اساس نظام طبقاتي بر آنها اعمال ميشد در خشم بودند سيره و روش علي(ع) را دقيقا بر اساس اصول و مباني دين اسلام يعني برابري و برادري ديدند. عشق و علاقه ايرانيان به ائمه اطهار (ع) پس از شهادت حضرت علي(ع) ادامه يافت و آنان در دوره امامت امام حسن(ع) و امام حسين(ع) نيز به جانبداري از اين برگزيدگان الهي پرداختند. ازدواج امام حسين(ع) با شهربانو دختر يزدگرد ساساني از ديگر عواملي بود كه ايرانيان را هر چه بيشتر بسوي پيروي از امامان شيعه رهنمون ساخت و آنان كه از سيادت و چيرگي خلفاي اموي برخود ناخشنود بودند با عشق و علاقهاي وصف ناپذير به سوي امامان خود گردآمدند به گونهاي كه از آن پس تا زمان غيبت حضرت امام مهدي (عج ا...) همواره تني چند از ياران خاص امامان شيعه از ايرانيان محسوب ميشدند. ايرانيان پس از به شهادت رسيدن امام حسين(ع) به صورت نيروي مخالفي در مقابل خلفاي اموي و عباسي قرار گرفتند و علاوه بر اينكه ايفاگر سهم بزرگي در ايجاد مكاتب و مباحث مهم كلامي و اعتقادي گشتند در جريانات سياسي و برخوردهاي مهم نظامي نيز رودرروي آنان قرارگرفتند. ايرانيان در نهضتهاي سياسي مذهبي موسوم به توابين كه پس از شهادت امام حسين(ع) وقوع يافت نقش فعالي داشتند و از جمله در قيام مختار بن ابوعبيده ثقفي از افراد اصلي سپاه او به شمار ميرفتند. آنان در قيام زيدبن علي(ع) و فرزندش يحيي نيز شجاعت فراواني از خود خرج دادند وبسياري از آنان در اين قيام خونين كه مدت زمان كوتاهي بطول نينجاميد به شهادت رسيدند. در دوره خلافت امويان شهر قم كه از مراكز اصلي شيعيان ايران بود بنيان نهاده شد و بسياري از ايرانيان شيعه به حسب دستور پيشوايان خود تقيه اختيار كردند. بعدها در شمال ايران و در خراسان و ماوراءالنهر نيز مراكزي شيعه نشين تأسيس گشتند. دراوايل قرن دوم هجري بدنبال انقلابات و جنگهاي خونيني كه در اثر بيدادگري و بدرفتاري بني اميه در همه جاي كشورهاي اسلامي بروز نمود دعوتي نيز بنام اهلبيت پيغمبر اكرم(ص) در خراسان آغاز گشت. اين نهضت، كه بعدها منجر به تأسيس خلافت عباسي شد، اگرچه از تبليغات عميق شيعه سرچشمه ميگرفت و كم و بيش عنوان خونخواهي شهداي اهلبيت را داشت ولي بدستور مستقيم پيشوايان شيعه نبود. عباسيان در آغاز مدت كوتاهي به شيعيان و علويان روي خوش نشان دادند ولي پس از مدتي شيوه ظالمانه بني اميه را در پيش گرفتند. خلفاي عباسي در ظلم و ستم به شيعيان و از جمله ايرانيان بسيار خشنتر از امويان عمل كردند و اين باعث شد كه ايرانيان در مدت خلافت عباسيون در چند قيام بزرگ شركت جسته و ضربات سختي را بر پيكره قدرتمند خلافت عباسي وارد آورند.
در قرن سوم هجري قمري اولين خاندان محلي شيعي موسوم به علويان طبرستان در شمال ايران حكومتي را تشكيل دادند كه از 250 تا 316 ه. ق تداوم يافت. مؤسس اين سلسله از سادات علوي، حسن بن زيد، ملقب به داعي كبير بود كه از امامان زيديه به شمار ميآمد. قرن چهارم هجري را ميتوان دوران شكوفايي شيعه در ايران دانست چرا كه تبليغات شيعيگري در بخشهاي مختلف ايران مخصوصا در قسمتهاي مركزي و جنوبي رونق داشت و علاوه بر شهر قم كه پايگاه شيعيان به شمار ميرفت تشيع در سواحل خليج فارس و بعضي از شهرهاي خوزستان نيز گسترش يافته بود.ظهور سلسله پادشاهي آل بويه نقطه عطفي در تاريخ تشيع در ايران به شمار ميرود و پادشاهان شيعه مذهب اين سلسله با نفوذي كه بر خلفاي بغداد داشتند به توسعه اين مذهب كمك شاياني نمودند. اين امر موجب آزادي تبليغات شيعي در شهرهاي مختلف ايران و حتي در بغداد مركز خلفاي عباسي شد و اعياد و سوگواريهاي شيعيان همچنان عاشورا، تاسوعا و عيد غدير به عنوان روزهاي عزا و عيد رسمي رايج گرديد.(1) پس از روي كار آمدن حكومت غزنويان شيعيان ايران مجددا دچارآزار و ستمهايي شدند كه از تعصبات ديني پادشاهان و وزراي آنان نشأت ميگرفت. تبليغات اسماعيليه نيز در اين دوره چهره تشيع را كمي تيره و مخدوش ساخت و بسياري از بزرگان آن دوره همچون حسنك وزير به اتهام قرمطي بودن به زير تيغ جلاد سپرده شدند. در طول اين دوره اقليتهاي شيعي پراكنده در مناطق مختلف ايران موجوديت خود را حفظ كردند ولي آزادي مذهبي آنها تا حد زيادي محدود شده بود. سلجوقيان نيز همانند غزنويان نظر خوشي نسبت به تشيع نداشتند و اگرچه در كاشان، تفرش، آوه، قم، ري، قزوين، ساري، مازندران و نيشابور و سبزوار شيعيان بسياري زندگي ميكردند اما تعصب ديني شاهان سلجوقي و بزرگاني همچون خواجه نظامالملك مانعي بزرگ در مقابل آنان بود. اين در شرايطي بود كه عناصر شيعه در ديلم، طبرستان، عراق عرب وعجم، خوزستان و كرمان نسبتا نيرومند بودند و جنبش قدرتمند اسماعيليه نيز راه را براي برانداختن خلافت عباسي هموار ميساخت. سياست نامه خواجه نظامالملك به خوبي ديدگاه قشري اين وزير قدرتمند را در مقابله با تمايلات شيعي آن روزگار بيان ميدارد:
( در روزگار محمود و مسعود و طغرل و آلپ ارسلان هيچ گبري و ترسايي و رافضيي را زهره آن نبودي كه بر صحرا آمدندي و يا پيش تركي شدندي، و كدخدايان ترك همه متصرف پيشگان خراسان بودند ـ و دبيران خراسان حنفي مذهب يا شافعي مذهب پاكيزه باشند ـ نه دبيران و عاملان بد مذهب عراق به خويشتن راه دادندي و تركان نه هرگز روا داشتندي و يا رخصت دادندي كه ايشان را شغل فرمايند، گفتندي: اينان هم مذهب ديلمانند و هواخواه ايشان. چون پاي سخت كنند كار بر تركان به زيان آرند و مسلمانان را رنجها رسانند. دشمن همان به كه در ميان ما نباشد.)
با اين حال تشيع در اين دوره به پيشرفت تدريجي خود ادامه داد و با وجود سياست ضد شيعي سلجوقيان، مراكز شيعه با امكاناتي همچون مدرسه، مسجد و كتابخانه به حيات فكري خود ادامه دادند و حتي برخي از شيعيان به حيات درباري نيز رخنه كردند. هبها... محمدبن علي وزير المستظهرخليفه عباسي بود، سعدالملك آوجي به وزارت سلطان محمدبن ملكشاه دست يافت و شرفالدينانوشيروان بن خالد كاشاني به منصب بالاي وزارت المستر شد خليفه عباسي و سلطان محمد بنملكشاه رسيد. فقه و
فرهنگ شيعي نيز در اين دوره به پيشرفتهاي گرانقدري دست يافت.(2) شيعيان در دوره سلطنت خوارزمشاهيان تا حدودي فراغ بال يافتند و حتي علاءالدين محمد خوارزمشاه تا آنجا پيش رفت كه قصد كرد علاءالملك علوي از سادات شيعه را به خلافت بر دارد و از علماي مملكت دعوت كرد تا بر عدم استحقاق آل عباس به خلافت فتوي دهند و گويند كه سادات حسيني مستحق خلافتند. تشكيل حكومت ايلخانان مغول اگرچه با نهب و انهدام شهرها و روستاها و كشتار بسياري ازمردم ايران همراه بود ولي آنان با فتح بغداد و قتل مستعصم آخرين خليفه عباسي و گشودن قلعه الموت به مذهب تشيع نيرو بخشيدند. التفات غازان خان و گرايش الجاتيو به تشيع نيز شيعيان را هر چه بيشتر تقويت نمود و علماء و شيوخ شيعي به نشر عقايد خود و نگارش كتب فقهي پرداختند.(3) در اواخر حكومت ايلخانان دو حكومت محلي شيعي (سربداران سبزوار) و (مرعشيان مازندران) در بخشهايي از ايران به قدرت رسيدند. مرعشيان سلسلهاي شيعي به رهبري سادات مرعشي بودند كه بين سالهاي (760 ـ 795 ه.ق) در بخشهاي وسيعي از مازندران فرمان راندند و بدست امير تيمور برافتادند. حكومت شيعي ديگري نيز از سال 769 تا 1000 ه. ق بر بخشهايي از گيلان حكومت راند و تا زمان سلطنت شاه عباسي صفوي به حيات خود ادامه داد.
تشيع در دوره تيموري و سلسلههاي آق قويونلو و قره قويونلو به فعاليت چشمگير خود ادامه داد و چند نهضت افراطي شيعي موسوم به غلاه همچون حروفيه و مشعشعيان چندي اغتشاشاتي را در مناطق مختلف ايران بوجود آوردند كه اين نهضتها بطرزي خشن سركوب شدند. اوج درخشش تشيع در عهد صفويه بود و شاه اسماعيل صفوي در سال 907 مذهب شيعه دوازده امامي را به عنوان مذهب رسمي كشور معرفي كرد و از اين طريق موفق شد با كسب هويت سياسي و ارضي دولتي متمركز و قوي در ايران ايجاد نمايد.(4) پس از درگذشت شاه اسماعيل صفوي پادشاهان ديگري از سلسله صفوي تا اواسط سده دوازدهم هجري بر ايران حكومت راندند و يكي پس از ديگري رسميت مذهب شيعه اماميه را تأييد و تثبيت نمودند. در اين دوره روحانيون شيعه به مناصب والايي دستيافتند و دربار صفوي در ايجاد مراكز مذهبي، تشويق علما به نگارش كتابها و نوشتههاي مربوط به اصول و قوانين تشيع و ورود و پرورش متفكران مذهبي سعي فراواني كردند. بسياري از فقهاي شيعي مذهب در آن روزگار از جبل عامل لبنان و بحرين به ايران وارد شدند و بسياري از كتابهاي فقهي نيز از عربي به فارسي ترجمه شد.(5) علماء و دانشمندان معروف آن دوره كه هر يك افتخاري به مذهب تشيع افزودند عبارتند از: علامه محقق ثاني (محقق كركي)، شيخ عبدالعالي بن علي فرزند محقق كركي، غياث الدين منصور بن صدرالحكماء، زينالدين عاملي، شيخ حسين عاملي، شيخ بهايي،ميرداماد، ميرفندرسكي، ملاصدرا، محمد تقي مجلسي، ملامحسن فيض كاشاني و علامه محمد باقرمجلسي.
مذهب شيعه از آن روزگار تاكنون مذهب رسمي ايران به شمار ميرود و سلاطين سلسلههاي افشاريه(6)، زنديه(7)، قاجاريه(8) و پهلوي(9) نيز كما بيش اصول و مباني اين مذهب را رعايت نمودند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و تشكيل حكومت جمهوري اسلامي مذهب شيعه وارد دوره جديدي از رونق خود شد و مسئولان نظام كه اكثرا از طبقه روحانيون شيعه ميباشند در راستاي تثبيت كليه مباني مذهب شيعه اثني عشري گام بر ميدارند.
بحث درخصوص تشيع جعفري در ايران مجال فراواني ميطلبد و در اين مقال صرفا تلاش شد تا تصويري موجز و گويا از وضعيت شيعه و شيعيان در ايران از بدو اسلام تا عصر حاضر ترسيم گردد. در اينجا لازم است قدري نيز پيرامون ساير شاخههاي تشيع كه در طول تاريخ اين مذهب از آن منشعب شدهاند به بحث بپردازيم. جداي از شيعه اماميه يا جعفري كه دوازده امام معصوم از امام علي(ع) تا امام مهدي(عج ا...) را در بر مي ميگيرد چند فرقه شيعي ديگر از جمله كيسانيه، زيديه، غلاه، شيخيه،اسماعيليه، اهل حق و صوفيان نعمت اللهي نيز در طول تاريخ به نقش آفريني پرداختهاند كه بينش و ديدگاه برخي از اين گروههاي مذهبي مبتني بر تندروي و در بعضي ديگر بر اساس ميانهروي و اعتدال بوده است.كيسانيه گروهي از شيعيان بودند كه پس از شهادت امام حسين بن علي (ع) به محمد بن حنفيه برادر ناتني امام روي آوردند و او را امام خود دانستند. اينان پس از قيام مختار ثقفي در كوفه به وي پيوستند و به خونخواهي از امام شهيد جنگي بزرگ براه انداختند كه منجر به كشته شدن اكثر آنها شد. كيسانيها معتقد بودند محمدبن حنفيه در غاري پنهان است و در آخر زمان از آن غار ظهور كرده و جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد. زيديه در زمره شيعيان انقلابي شمرده ميشوند. اساس پيدايش اين فرقه به شهادت امام چهارم زينالعابدين(ع) باز ميگردد; پس از به خاكسپاري امام سجاد(ع) گروهي از شيعيان به جاي آنكه سر به اطاعت از امام محمد باقر(ع) نهاده و او را بعنوان پنجمين مقتداي شيعيان برگزينند با زيدبن علي بيعت كردند و در زير پرچم او گرد آمدند. زيد داراي ديدگاههاي خاصي بود از جمله اينكه معتقد بود از لحاظ معتقدات مذهبي ميتوان با اهل تسنن مدارا نمود ولي بايد حكومتي روحاني با زعامت و امامت يكي از علويان رهبران جامعه اسلامي را در دست گيرد. زيد و فرزندش در جنگ با امويان كشته شدند و پيروان اودر دوره خلافت عباسيون بارها سر به شورش برداشتند. علويان زيدي در قرن دوم ه.ق چند بار در يمن حكومتهايي را تشكيل دادند كه هر بار پس از مدتي شكست خورده و مضحمل گشتند. بخش عمده زيديها هنوز در كشور يمن زندگي ميكنند و اكثر مردمان آن كشور پيرو اين مذهباند. زيديان در قرنهاي سوم و چهارم هجري چندي نيز در سواحل شمال ايران حكومتهايي محلي تشكيل دادند. اسماعليه، افطحيه و... از ديگر انشعابات شيعه ميباشند و بطور كلي پس از شهادت هر يك از ائمه اطهار(ع) انشعابي در مذهب شيعه بوجود آمده است كه ذكر تك تك اين انشعابات چندان مهم بنظر نميرسد و علاقمندان ميتوانند به كتاب (فرق الشيعه) نوبختي مراجعه كنند. از فرقههاي تندرو شيعه ميتوان به اسماعيليان، قرمطيان و غلاه همچون حروفيه و نقطويه اشاره كرد كه در ارادت و احترام به حضرت علي(ع) بصورتي كفرآميز زياده روي و غلو نموده و براي آن امام بزرگوار مقام الوهيت قائلاند. اين فرقهها بيشتر ديدگاههاي سياسي داشتهاند و از مذهب تشيع به عنوان پوششي براي به ثمر رساندن اهداف سياسي خود بهره گرفتهاند. اعتقاد به حلول و اتحاد انسان با مبدأ الوهيت و تناسخ از اصول اعتقادي اين مذاهب است كه در تضاد و مخالفت آشكار با مباني مذهب تشيع به شمار ميرود. امروزه اكثر غلاه از بين رفتهاند و عقايد كفرآميز برخي از اين فرقهها نيز تا حدودي تعديل گشته ولي نشانههايي از اين افكار در بعضي فرقهها برجاي مانده است. شيخيه از پيروان شيخ احمد احسايي(10)متكلم بزرگ قرن دوازده هجري قمري، اهل حق(11) و صوفيان نعمت اللهي(12) از اين گروه به شمار ميروند.
منابع:
1 ـ ميراحمدي، مريم: دين و دولت در عصر صفوي، تهران، اميركبير،
2 ـ ورهرام، غلامرضا: تاريخ سياسي و سازمانهاي اجتماعي ايران در عصر قاجار، تهران، معين،1369.
3 ـ جي. آ. بويل (گردآورنده): تاريخ ايران كمبريج (جلد 5)، ترجمه حسن انوشه، تهران، اميركبير،1366.
4 ـ طباطبايي، سيد محمد حسين: شيعه در اسلام، تهران، دفتر انتشارات اسلامي، 1362.
5 ـ مشكور، محمد جواد (ويراستار): هفتاد و سه ملت يا اعتقادات مذاهب، تهران، عطايي، 1348.
6 ـ دايرهالمعارف تشيع (جلد چهارم)، تهران، بنياد خيريه و فرهنگي شط، 1373.
7 ـ پيگولوسكايا و ديگران: تاريخ ايران، ترجمه كريم كشاورز، تهران، پيام، 1354.
8 ـ ورهرام، غلامرضا: تاريخ سياسي و اجتماعي ايران در عصر زند، تهران، معين، 1366.
9 ـ اشپولر، برتولد: تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامي (جلد اول)، ترجمه جواد فلاطوري،تهران، علمي و فرهنگي، 1364.
10 ـ ر. ن فراي (گردآورنده): تاريخ ايران كمبريج (جلد چهارم)، ترجمه حسن انوشه، تهران، اميركبير،1364.
11 ـ مصاحب، غلامحسين: دائرهالمعارف فارسي (جلد اول)، تهران، فرانكلين، 1345.
1 ـ همزمان با آل بويه چند دولت شيعي كوچك همچون باونديان، كردان آل حسنويه و كاكوئيان نيز در مناطق مختلف ايران پاي گرفتند. قلمرو باونديان در بخشهايي از مازندران بود و شاخههاي مختلف آن همچون اسپهبديه و كين خواريه تا اواسط قرن هشتم پا بر جا ماندند. كردان آل حسنويه نيز طي سالهاي 348 ـ 406 ه. ق بر بخشهايي از كردستان و لرستان و خوزستان فرمان راندند. كاكوئيان نيز شاخهاي از ايرانيان ديلمي نژاد بودند كه از 398 تا 536 ه. ق در مركز و غرب ايران امارت هايي تأسيس كردند.
2- براساس منابع شيعه آن دوران از جمله كتاب النقض چند مدرسه بزرگ شيعه در دوره سلجوقي در ري،قم، كاشان، آوه، ورامين و سبزوار وجود داشت و علماء شيعه به ترويج فقه تشيع و تربيت شاگردان مشغول بودند. فرهنگ شيعه نيز در اين دوره آثار مذهبي فراواني عرضه كرد. در آغاز اين عصر تفسير معتبر ابوجعفر طوسي از بزرگترين علماي شيعه تصنيف گشت و در نيمه اول قرن ششم ه. ق تفسير تصنيف جمال الدين رازي به زبان فارسي برشته تحرير درآمد. شيخ طبرسي نيز در اين دوره سه تفسير معتبر از جمله مجمعالبيانرا تأليف نمود. كتابهايي همچون اثبات الواجب و تلخيص الشافي، ايراد سيد مرتضي برالمغني في الامامه قاضي عبدالجبار معتزلي همداني و الذريعه الي مكارم الشريعه در اثبات عقايد تشيع و رد ساير مذاهب نيز در اين دوره به زيور طبع آراسته شد. از كتابهاي ديگري كه در موضوعات جدل، مناظره، كلام، ملل و نحل و تاريخ نگاشته شده است ميتوان به بيان الاديان نوشته ابوالمعالي محمدعبيدا... و تبصره العوام سيد مرتضي داعي حسني رازي اشاره كرد.
3- در دوره ايلخانان كلام شيعه اماميه تثبيت گرديد و انديشمنداني همچون خواجه نصيرالدين طوسي و علامه حلي نقشي بزرگ در اين مذهب برجاي نهادند. اين دو عالم بزرگوار كتابهاي زيادي در ارتباط با فقه و كلام شيعه اماميه تأليف كردند كه به عنوان نمونه تنها به دو كتاب علامه حلي در باب اصول عقايد شيعه(نهج الحق و كشف الصدق) و (كتاب منهاج الكرامه في باب الامامه) اشاره ميشود كه شيخ به ايلخان الجاتيو تقديم نمود.
4- شاه اسماعيل پس از اعلام مذهب شيعه دوازده امامي بعنوان مذهب رسمي كشور دستور داد خطبه را به نام دوازده امام شيعه خوانند و به اذان و اقامه عبارات (اشهد ان عليا ولي ا...) و (حي علي خيرالعمل) اضافه شود و بر خود لقب (ابو المظفر شاه اسماعيل الهادي الوالي) نهاد. بدستور شاه عبارات (لااله الا الله)، (محمدرسول الله و علي ولي الله) نيز بر يك روي سكههاي آن دوره نقش گشت. (به دار السلطنه تبريز رسيده بر تخت سطنت پادشاهانه تمكن يافت. شعار مذهب حق اثني عشر عليهم السلام ظهور يافت. فراز منابر به خطبه اماميه و القاب ساميه زينت پذير گشته وجوه دنانير به كلمه طيبه لا اله الا الله و محمد رسول الله و عليولي الله و اسم سامي آن برگزيده آله سكه و آرايش يافت.)
5- در عهد شاه اسماعيل اول جلد اول كتاب قواعد الاسلام شيخ جمال الدين مطهر حلي توسط قاضي نصراله زيتوني به عنوان اساس قوانين تشيع مورد استفاده قرار گرفت و بدان عمل شد. در دوره شاه طهماسب اول درسال 943 مقام عالي روحاني (صدر) به امير معزالدين اصفهاني تفويض گشت و وي قاضي جهان قزويني از روحانيون بزرگ آن زمان را براي امضاي قراردادي به دربار همايون در هندوستان فرستاد. شاه عباس اول تا حدودي از نفوذ روحانيون كاست و از دخالت آنان در امور مختلف سياسي مذهبي جلوگيري كرد بويژه كه آنان (ميخواستند تغيير و تبديل در مهمات كارخانه سلطنت مثل تعيين وكيل و وزير و صدور و غيرها نمايند.) در دوره شاه سلطان حسين روحانيون شيعه مجددا قدرت گرفتند و برخي از آنان همچون محمدباقر مجلسي اعتبار و اهميت والايي يافتند.
6- البته نادر سني مذهب و شخصا از لحاظ اعتقادي بياعتنا به مسايل ديني و از تعصبات مذهبي عاري بود.با اين حال در قور و لتاي مغان تلاش كرد مذهب شيعه اماميه را تعديل نمايد و پيشنهاد كرد كه شيعيان در رديف چهار مذهب حقه سني، مذهب حقه پنجم جعفري را تشكيل دهند. طرح اتحاد شيعه و سني نادر اهميت سياسي داشت چرا كه نادر سياست متعصب شيعي سلاطين صفويه را انگيزه اصلي قيام كردستان و آذربايجان و داغستان و افغانستان و مداخله عثماني و خان نشينهاي ازبك در امور ايران ميدانست و سعي داشت بزرگان سني افغان و ديگر اقوام را به سوي خود جلب كند. گذشته از اين نادرشاه ميخواست بدين وسيله به نفوذ روحانيون شيعه كه تكيهگاه قوي سلاله مخلوع صفوي بودند ضربه وارد آورد. با اين حال طرح او بمنزله نوزادي بود كه مرده متولد شد زيرا نه تنها شيعيان ايران بلكه سنيهاي ازبكستان و عثماني نيز سياست مذهبي او مبني بر به شمار آوردن مذهب رسمي شيعه جعفري به عنوان يكي از مذاهب حقه را به رسميت نشناختند.
7- كريمخان در دوره حكومت خود از مذهب تشيع و روحانيون شيعه حمايت به عمل آورد ولي در عين حال سياست مدارا با ساير اديان و مذاهب را تعقيب ميكرد. وي مساجد و تكاياي متعددي در شيراز احداث نمود كه از آن جمله ميتوان از مسجد وكيل، بقعه هفت تن و تكيه سعديه نام برد. كريمخان همچنين بارها دستور ساختمان و يا تعمير اماكن متبركه را صادر كرد و توجه خاصي به مزارات و اماكن مقدس نشان ميداد. با اين حال سعي ميكرد از دخالت روحانيون در امور مملكتي جلوگيري كند و همچون نادرشاه دخالت برخي از بزرگان عصر صفوي در مسائل كشوري را باعث سقوط دولت صفوي ميدانست.
8- شاهان قاجار جملگي شيعه بودند و سعي ميكردند به علماء و روحانيون شيعه احترام بگذارند. با اين حال سياست و روش استبداد آميز آنها در ظلم و جور به مردم روابط بين آنان و شيوخ بزرگ را همواره در هالهاي ازترديد و ابهام قرار ميداد. سلاطين در احترام به روحانيون شيعه بيشتر به فكر منافع خود بودند و در مواقعي كه شرايط اقتضا ميكرد از مجازات و تبعيد آنان نيز ترديدي به خود راه نميدادند. علماء نيز همواره در نزديكي بهشاهان جانب احتياط را نگاه ميداشتند. اين تضاد پنهان كه در جريان جنگهاي ايران و روس و نهضت تحريم تنباكو تا حدودي جلوهگر شد در انقلاب مشروطيت بخوبي آشكار گشت و روحانيون بزرگ آن روزگار را در مقابل دولت قرار داد. كشمكش پنهان و آشكار شاهان و روحانيون تا پايان سلسله قاجاريه ادامه يافت.
9 ـ مذهب در اصول و مباني سياست رضاشاه و محمدرضاشاه نقشي نداشت و آنان در طي سلطنت پنجاه و دوساله اين سلسله همواره در تلاش بودند از ورود روحانيون به جريانات سياسي خودداري كنند. اين دو شاه در رعايت امور مذهبي كمتر جانب ظاهر را رعايت ميكردند و شرابخواريهاي علني محمدرضا شاه در محافل و ميهمانيهاي رسمي يكي از عوامل برانگيخته شدن خشم مردم بود.
10- شيخيه در مقام اهل بيت پيامبر(ص) و ابراز ارادت و احترام به آنها مبالغه ميورزند و علاوه بر تأكيد بر تفسير و تأويل آيات قرآني و احاديث، به معاد جسماني نيز اعتقادي ندارند. آنان با بسياري از عقايد شيعيان امامي و فلاسفه و عرفايي كه پيرو نظريه وحدت وجود بودهاند مخالفت ميورزند. پيروان شيخيه در زمان ناصرالدين شاه بحث و جدلهاي شديدي را برانگيختند و باعث آشوبي در محافل مذهبي آن روزگار شدند كه با حمايت شاه از فقها، اقتدار و دامنه توسعه اين فرقه كاهش يافت. شيخيهها امروزه بيشتر در كرمان و تبريزبه سر ميبرند.
11ـ برخي از ايلات و عشاير ايران در منطقه غرب در شمار شيعيان اهل حق شمرده ميشوند. اهل حق كه مردم كرمانشاه آنها را علي اللهي ميخوانند به دو مبدأ وجود عقل و نفس اعتقاد دارند و بقاي روح ومعاد را انكار مينمايند. آنان در مواقع خاص گردهم آمده و به ذكر جلي و سماع ميپردازند و پس از آن سفرههايي از گوشت قرباني گسترده و جملگي به دور اين سفرهها گرد ميآيند. علي اللهيها معتقدند صرف گوشت قربانيدر اين محافل خصوصي سبب انتقال ذرات مبدأ اللهي به شركت كنندگان ميشود. تاريخ پيدايش اين فرقه به قرن يازدهم هجري باز ميگردد و فردي به نام شاه محمد از اهالي مرو براساس اعتقادات غلاه از جمله تناسخ و حلول پيرواني را به خود اختصاص داد و شاه اسماعيل اول صفوي را تجسم علي ـ الله خواند. پيروان اهل حق پس از مرگ شاه محمد، مدعي غيبت او شدند و معتقدند وي در آخر زمان ظهور خواهد كرد و تجسم امام زمان شيعيان است.
12- صوفيان نعمتاللهي از پيروان شاه نعمت الله ولي، از صوفيان شيعه دوازده امامي قرن نهم ه. ق، ميباشند و در مناطق مختلف ايران زندگي ميكنند. آنان از ترويج دهندگان شادي و خوشي بوده و برخلاف از فرقههاي متصوفه كار و تلاش را براي گذران زندگي لازم و اساسي ميشمرند و از تنبلي و بيكاري بيزارند. مجالس ذكر و سماع دراويش نعمت اللهي بسيار ديدني و جالب توجه است. آرامگاه شاه نعمتا... در ماهان كرمان از مقابر متبركه مهم اين فرقه به شمار ميرود و صوفيان نعمت اللهي همه ساله به زيارت آن ميشتابند. پيروان اين فرقه در شهرهاي مختلف ايران پراكندهاند و مجالس خود را آزادانه برپا ميكنند.
